محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1560

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

نخست آنكه نام آن رود كه در حد موصل است خازر است . نكتهء ديگر آن است كه در متن ما مىگويد : ابراهيم بن مالك رايت را به برادر خود احمد بن مالك سپرد . در دو متن طبرى و الكامل ، ابراهيم رايت را به عبد الرّحمن بن عبد الله مىسپارد كه برادر مادرى او است ! ص 768 : « خبر وقعهء مختار با مصعب بن زبير [ و كشتن مختار ] » نيز در تاريخ طبرى ( ج 8 ، صص 718 به بعد ) به تفصيل آمده است و نيز در دو نسخهء ص ( برگهاى 322 b به بعد ) و صب ( برگهاى 249 b به بعد ) . « كشتن » در سه مورد در اين متن نيز به معنى متعدى به كار نرفته است ! ص 774 ، س 7 : در متن تاريخ طبرى دو روايت آمده است ( ج 8 ، صص 786 و 789 ) . روايتى همانند متن ما است كه يحيى بن سعد برادر را از رفتن باز مىدارد ، و در روايتى ديگر ، عبد الله بن يزيد بن معاويه است ، شوهر امّ موسى دختر او ، كه عمرو بن سعيد را از رفتن باز مىدارد ، ولى او مىرود ، و مىآيد به سرش آنچه كه آمدنى است . و نيز : الكامل ، ج 4 ، ص 298 . ص 776 ، س 10 : در متن ما و ديگر نسخه ها ، نام صاحب شرط نادرست آمده بود كه با نگريستن به متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 798 ) وجه درست آن را آوردم : عبّاد بن الحصين . ص 779 ، س 12 : در دو نسخهء ص و صب متن خطبه عبد الله زبير را مىآورد با مقدمهء آن : چون خبر مصعب به عبد الله بن الزبير رسيد تافته شد و جزع پديد نكرد و صبر كرد ، و مردمان را گرد كرد و خطبه كرد ، خطبه اى بسيار معانى فصيح ، چنان كه هرگز مثل آن خطبه كس نكرده بود اندر جهان ، و نيز نكند اندر تعزيت ، و صبر بر مصيبت نكرده بود ، چنان كه عبد الله بن الزبير . و ايدون گفته بود كه يادكرده خواهد شد ، و الله اعلم بالصّواب . خطبهء عبد الله بن زبير . . . ( نسخهء ص ، برگهاى 329 a و 328 b ، نسخهء صب ، برگ 254 a ، و نيز تاريخ طبرى ، ج 8 ، صص 19 - 818 ) . ص 780 ، س 5 : ماجراى زن عبد العزيز ، دختر منذر بن جارود - كه صورت درست اين اسم را از متن تاريخ طبرى برگرفتم - بتفصيل در تاريخ طبرى ( ج 8 ، صص 28 - 827 ) و كامل ( ج 4 ، ص 342 ) آمده است ، و حتى نام آن مرد ، كشندهء دختر منذر ، ابو حديد الشّنى ، نيز آمده است در تاريخ طبرى و